دریای شرقی
درانتهای هرسفر،درآیینه،داروندارخویش رامرور می کنم،اما خدای دل درآخرین سفرگم گشته ام کجا؟ندیده ای مرا
مادر ای معنی ایثار تو گل باغ خدایی توی روزگار غربت با غم دل آشنایی مینویسم ازسرخط مادر ای معنی بودن مینویسم تا همیشه توئی لایق ستودن آسمانی پر از ستاره، دشتی پر از گل، تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد به مادرم. . . دوستت دارم مادر...... تقديم به همه مادران مهربان وطنم وزنان دلير زندگي هميشه سرافراز ،سلامت وسبز باشيد دو شاخه نرگست ای یار دلبــند ... چه خوش عطری درین ایوان پراکند سبز منم که میزنم رنگ به برگ و بارِ تو سال نوبر شما مبارك دوستان عزيزم ...با آرزوي سبزترين وشاد ترين روزها براي شما ياران همراه ياد سهراب بخير آن سپهري كه تا لحظه خاموشي گفت": تو مرا ياد كني يا نكني من به يادت هستم. آرزويم همه سرسبزي توست. من خدا رادارم،كوله بارم بردوش ،سفري ميبايد،سفري تا ته تنهايي محض هر كجا لرزيدي ،از سفر ترسيدي فقط آهسته بگو : من خدارا دارم ،من خدارادارم
![]()
![]()
منظورم اینایی هستن که تازه راکت بدست شده اند و چند ساعتی مربی داشته
اند و تازه از استایل والیبال اومده اند تو تنیس روی میز (با راکت اسبک ) میزنند
خیلی عجیبه که اینها چون بد بازی میکنند ، نمیتونی ببریشون و اصلا هم مهم
نیست مهارتت ! طرف عملا یه بازی دیگه میکنه و توهم زده که پینگ پونگ داره
بازی میکنه...من و تو هم عملا تو این توهم وقتمون حروم میشه واتفاق بدتر
اینه که وقتی با یه آدم حسابی میشینی پای بازی میبینی مهارتت خیلی کم شده
و طول میکشه تا برسی به سطح بازی اصلی خودت!
اینها را نوشتم تا بگم حرف اصلیم را
وقتی با یه آدم کم فهم معاشرت میکنی یا آدمی که خودش را به نفهمی میزنه
وقتی با یه آدم خاله زنک دم به دم میشی
وقتی با آدم احمق دمخور میشی که قضاوتهای عجیب غریب و خرافی داره و تحملش میکنی ،
وقتی با یه آدم روبرو میشی که دغدغه هایش
از حروم شدن وقتت غصه بخوری
از درجا زدنت هم خجالت نمیکشی
از تجمع برنامه ای نصفه عمل شده و کارهای نیمه تمامت هم ککت نمیگزه
از نخواندن آخرین مقاله تخصصی رشته ات ، بهت بر نمیخوره
یا ندیدن فلان دانشمند و بلد نبودن مفاهیم بلند حافظ و مولوی و ....دردت نمیاره
داری بی غیرت میشی عزیزم
به مردنت ادامه بده یا مثل یه بزرگمرد بکش از این وضعیت بیرون و نذار
زنده به گور بشی و بشی یه مرده متحرک...
دکتر علیرضا شیری![]()
![]()

اگر صد گونه غم داری چو نرگس ... به روی زندگی لبخـند . لبــخند
گل نارنـــج و تنــــگ آب و ماهی ... صفای آسمــــان صبحـــــگاهی
امیــــد تـــازه را دریـاب و دریـاب ... غــم دیرینــــه را بگـذار و بگــذر ....
منم
روز منم که میخزم باز به سایهسار تو
یار منم که میبرم حافظهی دیار را
دوست منم قدم قدم دور اما کنارِ تو
ناب منم که میخرم تلخترین شراب تو
آب منم که میروم تا تهِ خوابزار تو
داغ که نه باغ توام، لالهی زخمگاهِ من
مست منم که میچکم از سر آبشار تو
اوج منم، غزل منم، موج به اندازهی تو
باد منم به نرمیی حریر تیغدار تو
شور منم به ساز تو، تلختر از نماز تو
راز منم بستهی تو، سبزترین بهار تو
دکلمه و شعر: شهیار قنبری
«سبز سبز»، شعر و صدا «شهیار قنبری» و «شکیلا»![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
| Design By : Pichak |




